الملا فتح الله الكاشاني
28
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و به جهت مصالح بندگان كرديم نه به جهت جر نفع خود و دفع ضرر از خود زيرا كه ما غنى بالذاتيم و مستغنى از كل ما سوى . وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا و از هر چيزى از اصناف موجودات آفريديم زَوْجَيْنِ دو صنف كه هر يكى زوج ديگريست از حيثيت شكل مانند مرد و زن و يا به جهت تعاقب چون ليل و نهار و شمس و قمر و ربيع و خريف و شتا و صيف و يا به جهت مخالفت ذاتى چون نور و ظلمت و رطب و يابس و سهل و جبل و بر اين قياس سما و ارض و بر و بحر و جن و انس و غير آن و يا بطريق مخالفت صفاتى چون حلم و قهر و سقم و صحت و غنا و فقر و ضحك و بكا و موت و حيات مراد آنست كه آنچه آفريدهايم بطريق زوجية آفريدهايم پس لازم نيايد كه كفر كه مخالف ايمانست و معصيت كه خلاف طاعتست و غير آن از صفات رذيله كه ضد صفات حسنهاند آفريده او باشد حاصل كلام كه ما رفع سما و ارض و خلق ازواج نموديم لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ بارادهء آنكه شايد شما پند پذير شويد و بدانيد كه تعدد از خواص ممكناتست و واجب بالذات قابل تعدد و انقسام نيست و به جهت آن راه بريد به خالق و پرستش او كنيد و چون مقصود از آفرينش اشياى مختلفه معرفت و عبادتست . فَفِرُّوا پس بگريزيد يعنى رجوع كنيد از كفر خود إِلَى اللَّهِ بتوحيد خداى يا از عذاب او يا از معصيت او بطاعت و از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه مراد آنست كه حج كنيد به قصد نزديكى رحمت او سبحانه يا فرار كنيد از جميع آنچه شما را از طاعت باز دارد و بالكلية متوجه شويد بطاعت او سبحانه ابن عباس گفت از وى در وى گريزيد محققان گفتهاند كه بگريزيد از ما سوى وى و در بحر الحقايق آورده كه اى كسانى كه گريختهايد از حق بسبب تعلق بما سوى در حق گريزيد بقطع تعلق از خود يا از وصف خود به وصف خدا گريزيد يا از خود فرار كنيد و با حق قرار گيريد إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من مر شما را مِنْهُ از عذاب او سبحانه نَذِيرٌ مُبِينٌ بيم كنندهام آشكارا نماينده منذريت خود از جانب او سبحانه بمعجزات ظاهره يا آشكارا نماينده آنچه حذر از آن واجبست . وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ و مگردانيد يعنى وامگيريد بخداى به حق إِلهاً آخَرَ خداى ديگر را إِنِّي لَكُمْ بدرستى كه من مر شما را مِنْهُ از عذاب خداى در عبادت غير او نَذِيرٌ مُبِينٌ ترسانندهام هويدا و پيدا تكرار اين قول جهت تاكيد است يا اول مرتب است بر ترك ايمان و دويم بر شرك آوردن . كَذلِكَ داب امم سابقه هم چنانست كه داب قوم تو ترا تكذيب مىكنند امم سابقه نيز پيغمبران خود را تكذيب مىكردند